عطا ملك جوينى

155

تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )

دعوت او آمدند و او شخصى بو عبد اللّه « 1 » صوفى « 2 » محتسب 29 « 3 » نام « 4 » را از قبيلهء كتامه « 5 » كه به مغرب باشد 30 « 6 » و در دعوت بلقاسم « 7 » آمده بود f . 156 a به مغرب فرستاد تا آنجا دعوت كرد و خلقى سخن او قبول كردند ، او با آن شخص كه از فرزندان عبد اللّه بن ميمون بود كتابت « 8 » كرد و نوشتها « 9 » فرستاد بسبب آنك او را « 10 » [ ظ : او از ] بلقاسم حوشب « 11 » به امام

--> ( 1 ) كذا فى آ ، د ح : ابو عبد اللّه ، ج ز : بود عبد اللّه ( كذا ) ، - هو ابو عبد اللّه الحسين بن احمد بن محمّد بن زكريّا المعروف بابى عبد اللّه الشّيعى ، رجوع بحواشى آخر كتاب ، ( 2 ) كذا فى جميع النّسخ ، و لقب « صوفى » را براى ابو عبد اللّه شيعى راقم سطور در هيچ موضع ديگر از كتب تواريخ نيافتم جز در جامع التّواريخ ورق b 13 كه صاحب‌ترجمه را « ابو عبد اللّه صوفى شيعى مشرقى » مىنامد ولى چون از خارج معلوم است كه رشيد الدّين اين فصول را اغلب به عين عبارت از روى جهانگشا استنساخ كرده است لهذا جامع التّواريخ را سند عليحدهء مستقلّى نميتوان فرض كرد ، ( 3 ) كذا فى اربع نسخ ، ج ندارد ، ( 4 ) ح ندارد ، ( 5 ) كذا فى ز ، ح : كيامه ، آ : كنايه ؟ ؟ ؟ ، ج : كنانه ، د جملهء « از قبيلهء كتامه كه به مغرب باشد » را ندارد ، - اينكه مصنّف ابو عبد اللّه شيعى را از قبيلهء كتامه و از اهل مغرب دانسته سهو واضح است ، رجوع كنيد بحواشى آخر كتاب ، و گويا به همين ملاحظه بوده است كه د جملهء مذكوره را حذف كرده است ، ( 6 ) كذا فى آ ز ح ، ج : بود ، د اصل جمله را ندارد ، - « باشد » بجاى « باشند » شاهدى است براى افراد فعل مسند بجمع ( و در ما نحن فيه باسم جمع ) ، براى نظاير ان رجوع كنيد بمقدّمهء ج 2 ص 5 عدد 5 ، ( 7 ) كذا فى آ ز ، ج : بو القسم ، د ح : ابو القاسم ، ( 8 ) تنقيط قياسى از روى ح : كتابت ( - كتابت ) و نيز بقرينهء جملهء بعد « و نوشتها فرستاد » ، آ ج : كفايت ، د ز : كفايت ، ( 9 ) كذا فى ج د ز ح ، آ : نوستها ؟ ؟ ؟ ، ( 10 ) كذا فى آ ج ، ز ح « او را » را ندارند ، د اصل جمله را ندارد ، و من اصلا شكّى ندارم كه « او را » در متن غلط است بجاى « او از » ، يعنى بجاى اينكه ابو عبد اللّه شيعى با بلقاسم حوشب كه ابو عبد اللّه را به مغرب فرستاده بود مكاتبه كند مستقيما با خود مهدى مكاتبه مىنمود بعلّت آنكه « او از » بلقاسم حوشب به امام نزديكترست و اگرچه در حقيقت مهدى خود نفس امام بود ولى برحسب ظاهر و مصلحت وقت خود را قبل از ظهور داعى امام بقلم ميداد ( بعقيدهء جوينى ) چنان كه خواهد آمد ، ( 11 ) ز : بلقاسم حوست ؟ ؟ ؟ ، آ : بلقاسم حوست ؟ ؟ ؟ ، ح : ابو القاسم حوسب ؟ ؟ ؟ ، ج : بو القسم خواست ، د اصل جمله را ندارد ، - رجوع بص 154 ح 8 و 9 ،